صاعد الأندلسي
83
التعريف بطبقات الأمم
خويش وسال تأليف كتاب التعريف بطبقات الأمم ( 460 ق / 1068 م ) كه آن زمان را تاريخ تقريبي سقوط كامل مىبيند ، بحث كرده است . نكتهء جالبتر در همين زمينه اين است كه وى به صورتي فشرده وموجز در همين طرح ترسيمى ، هم علل پيشرفت را گنجانيده وهم از علل سير نزولى منحنى ، تا سقوط را مطرح ساخته است . بهنظر قاضى صاعد ، از جملهء عمدهترين علل شروع سير نزولى وسقوط تمدّن اسلامى ، از سويى دخالت زنان در كار حكومت واز سويى ديگر غلبهء أقوام ترك از تاريخ 300 ق / 913 م به بعد ، بر دستگاه خلافت بوده است . قاضى صاعد در باب تاريخ عمومى وسياسي اسپانيا در دورهء پيش از اسلام ، از ورود أقوام باستانى ، همچون : ايبرها وواندالها بدان سرزمين به صورت اشارى وبا تعبير « أمّة بعد أمة » ياد مىكند ؛ ولى از حكومت روميان وگوتها بصراحت نام مىبرد ومخصوصا دوران حكومت گوتها را بر آنجا تا ورود مسلمانان در تاريخ رمضان 92 ق / 711 م بدانجا در حدود سيصد سال تعيين مىكند واز شهر باستانى طالقه در مجاورت اشبيليه به عنوان پايتخت روميان واز شهر طليطله نيز از شهرهاى باستانى آن سرزمين ، به عنوان پايتخت گوتها واز شهر قرطبه به عنوان پايتخت مسلمانان ، تا سقوط بنى أمية وشروع دوران ملوك الطوايف در آنجا ، ياد مىكند . همچنين قاضى صاعد ، از دورهء حكومت اميران عرب بر اندلس بهطور اشارى ياد كرده ؛ وليكن دورهء خلافت امويان اندلس را دورهء استحكام بنيان حكومت وشروع پيشرفتهاى اجتماعي وفرهنگى وعلمي در آن سرزمين مىشمارد وآن را بهطور دقيقتر ، از وسط سده سوم هجرى / نهم ميلادي ودر دوران حكومت أمير محمّد بن عبد الرحمن دوم تعيين مىكند واين روند توسعه را تا حدود وسط سدهء چهارم هجرى / دهم ميلادي برقرار ورو به افزايش وانتشار مىبيند ونقطهء أوج منحنى پيشرفت اجتماعي وفرهنگى را به زمان عبد الرحمن الناصر وپسرش ، حكم المستنصر ، مىرساند ؛ امّا مىافزايد كه چون حكومت به هشام المؤيّد ، نوجوانى نابالغ ، رسيد زمام امر حكومت به دست